ميرزا حسن حسينى فسايى
232
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
سلسله ، سلجوق « 1 » است كه ابا عن جد ، رايت سرورى در نواحى تركستان افراشته بودند و سلجوق ، از خان تركستان رنجيده ، با اهل خود از تركستان به نواحى سمرقند آمده به شرف اسلام مشرف گشتند . و بعد از مدتى تا نواحى بخارا را در تحت اقتدار خود درآوردند و ميكائيل « 2 » پسر سلجوق بر تمامت نواحى مستولى شده در يكى از جنگها كشته گشت و سلجوق امارت و رياست را به پسر - زادگان خود [ داد و « 3 » ] چغرى بيگ « 4 » و طغرل بيگ پسران ميكائيل بداد و بعد از صد سال زندگانى بمرد و روزبروز بر شوكت و قوت پسرزادگان او بيفزود تا تمامت خراسان « 5 » و رى و اصفهان را متصرف شدند و طغرل بيگ ، بغداد و ماوالاه را در حيطهء تصرف درآورد و دولت آل بويه را سپرى نمود . [ وقايع فارس در روزگار سلاجقه ] چون قاورد برادرزاده طغرل بيك در كرمان لواى سرورى را افراشت « 6 » ، خبر استيلاى فضلويه شبانكاره « 7 » را در فارس بشنيده ، قصد مملكت فارس نمود [ و ] با سپاهى انبوه به جانب فارس آمده ، فضلويه شكست يافته به انواع تحفه و هديه در خدمت الب ارسلان برادر قاورد توسل جسته ، تمامت فارس را مقاطعه نمود « 8 » و دست قاورد را از فارس كوتاه بداشت و بر هر ناحيتى از مملكت فارس ، اميرى از شبانكاره برگماشت و طرق و شوارع را منتظم ساخت و بلادى كه در اواخر دولت ديالمه ، از جنگهاى پىدرپى در فارس خراب شده بود به آبادى رسانيد و مقر امارت و حكومت خود را گاهى شيراز و گاهى داراب قرار داد و شكستگيهاى مملكت را اصلاح نموده ، چندين سال لواى اقتدار بر همگنان افراشت . [ وقايع فارس در روزگار طغرل ] در سال 455 : سلطان طغرل بيك بن ميكائيل بن سلجوق زندگانى را بدرود نمود و از عمرش هفتاد سال گذشته بود ، « 9 » چون پسرى نداشت محمد الب ارسلان بن داود چغرى بيك بن - ميكائيل ابن سلجوق را ولىعهد خود نمود .
--> ( 1 ) . ( سلجوق بن لقمان از نژاد طوقشورميش ( : حملهكننده ) بود پسر گوگجو خواجه كه خرگاهتراش پادشاهان ترك بود از اوروق ( : ايل ) و استخوان قيق ( قويوق : ) و ايشان دودمانى بزرگ . . . از زمين تركستان ( بودند ) كه به حكم غلبه و تنگى چراخور به ولايت ماوراء النهر تحويل نموده زمستانگاه ايشان ( نور بخارا ) بود و تابستانگاه سغد سمرقند ، ) . سلجوقنامه ، ص 10 . ( 2 ) . ( سلجوق . . . پنج پسر داشت ، اسرائيل ، ميكائيل ، موسى بيغور ، يونس ، يوسف ) . سلجوقنامه ، ص 10 . ( 3 ) . ( داد و ) زائد است . ( 4 ) . در سلجوقنامه : ( چغر بيك ) است . ( ص 14 ) كه در سال 453 مرد ( تاريخ گزيده ، ص 430 ) . ( 5 ) . طغرل در رمضان سال 429 به نيشابور آمد و به شادياخ بر تخت ملك مسعود متمكن شد . ( سلجوقنامه ، ص 15 ) و ر ك : تجارب السلف ، ص 254 . ( 6 ) . ( از مقدمان هر يك طرفى نامزد شدند چغر بيك ، خراسان و موسى بيغو ، خاور و بست و هرات . . . قاورد ( تلفظ صحيح اين كلمه قورد به معنى گرگ است ) را ولايت كرمان و نواحى طبس و طغرل عراق و ابراهيم ينال و قتلمش مصاحب و ملازم او بودند ) . سلجوقنامه ، ص 18 . ( 7 ) . و هو : ( فضل بن حسن كه سپهسالار بوئيان بود و در ميان ارباب تواريخ به فضلويه شهرت دارد ) . روضة الصفا ، ج 4 ، ص 180 . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 4 ، ص 180 . و تاريخ گزيده ، ص 433 . ( 9 ) . طغرل چون عزم رى كرد تا زفاف خود را با دختر خليفه در آنجا برگزار كند در راه ( هوا گرم بود . . . رعاف بر او مستولى شد و به هيچ امساك نپذيرفت و در هشتم رمضان سال 455 درگذشت ) تاريخ گزيده ، ص 430 . در سلجوقنامه آمده است كه ( اسهالى سخت ظاهر شد و از افراط خون ساقط شد و در آن رنج بمرد ) . ( سلجوقنامه ، ص 21 ) .